عشق من طاها

سرما خوردگی شدید

مامانی جونم سلام.این روزای آخر خیلی برام سخت می گذره اخه سرمای بدی خوردم.از دست خودم خیلی ناراحتم که چرا مواظب نبودم.امیدوارم زودتر خوب بشم پسر گلم این روزا بایدبیشتر به تو می رسیدم ولی واقعا نشد  دعا کن مامانی زود خوب بشه.و تو عزیزدلم زودتر بیای ...
21 بهمن 1394

انتظار روزهای اخر

مامانی جونم عشق خودم سلام.این روزهای پایانی یه کم داره سخت می گذره.همش فکرم پیش تو هست. فکر اومدنت قشنگم.شبا همش به تو فکر میکنم تا خوابم ببره.ان شاالله به سلامتی بیای بغل مامانی. دکتر تاریخ زایمان رو زده 24 بهمن .نمیدونم تو زودتر از اون موقع بیای یا دیرتر بشه.من که دوست دارم زودتر بیای نفس مامان. بابایی هم بیشتر از من مشتاق اومدنت هست.خیلی دوست داریم ...
15 بهمن 1394

گل پسری

مامانی جونم سلام.امروز توی خونه خیلی حوصلم سررفته اخه از صبح تا حالا که ساعت نزدیک 11 شبه تنهام ساعت 5بابایی اومد خونه و زودی رفتش گفت شب جلسه دارم.البته تو که هستی من احساس تنهایی نمیکنم. الانم داری تکون میخوری عزیز دلم انگار میدونی که دارم این حرفاروبرای تو می نویسم. گل پسرم این روزا بی صبرانه منتظر اومدنت هستم ان شاالله این روزا به سلامتی زودتر بگذره و تو عشق من و بابایی بیای پیشمون.همش حس میکنم میخای زودتر بیای پیشمون.خیلی دوست دارم پسرک قشنگم. راستی امروز ساک تو رو آماده کردم .ساکی که برای بیمارستان باید آماده می کردم.برات دو دست لباس گذاشتم پتو،پوشک،قنداق ...  
3 بهمن 1394

نه ماهگی

گل پسرم وارد نه ماهگی شدی.عزیز دلم دیگه انتظارها داره تموم میشه و یواش یواش باید خودمونو برای اومدنت آماده کنیم.یه جورایی همه منتظر اومدن تو هستند.مامانی هم که دل توی دلش نیست.دکتر تاریخ زایمان رو 24 بهمن زده ولی من دوست دارم که زودتر از اون بیای. عزیز دلم انشاءاله که به سلامتی وخوشی بیای.هفته دیگه نوبت دکتر دارم. ...
1 بهمن 1394

هشت ماهگی

پسر عزیزم سلام.عشق مامان تو وارد هشت ماهگی شدی و دیگه چیزی نمونده که بیای و بتونم تو رو بغل کنم.این روزا بی صبرانه منتظر گذر زمان هستم هم من هم بابایی.بابایی هم همش میگه پسرم کی میاد. مامانی یه کم مریض شده بودم ونتونستم بیام و به وبلاگت سر بزنم.تواین مدت که سر نزدم پسرخالت هم به دنیا اومد.شایان کوجولو.پسر خاله خدیجه مامانی شایان اینقدر کوجولو و با مزه هست.هفدهم اذر به دنیا اومد. بعد از دیدن شایان هر لحظه برای اومدن تو دل  توی دلم نیست.پسر عزیزم ان شااله که به سلامتی و خوشحالی بیای و خدای مهربونم به همه مادرا کمک کنه.الهی امین   دوست داریم.از طرف مامانی و بابایی
2 دی 1394

لباس های طاها

26/8/94 رفتیم برای طاها خرید کردیم . کلی لباس و وسایل گرفتیم.با مامان بزرگ یعنی مامان بابا مهدی بابایی هم شیراز بود اومد ولی دیگه ما اکثر خریدارو کرده بودیم. ...
17 آذر 1394