عشق من طاها

بیا منتظرم

دو روز دیگه تا دو سالگی

سلام پسر عزیزم همه وجودم طاها همه جونم تو دو روز دیگه دو ساله میشی خدا رو به خاطر وجود تو هزاران بار شکر میکنم انگار همین دیروز بود که برای به دنیا اومدنت لحظه شماری می کردیم چقدر زود میگذره.زندگی من که با اومدنت از اولین لحظه که فهمیدم زندگیمون جون تازه گرفت خیلی خیلی دوست دارم. مامانی میخایم تولدت رو دو روز دیرتر بگیریم تا خاله زهرا و خاله نسرین هم بتونن بیان.مامانی برات یه لباس خیلی خوشگل خریده خیلی ناز میشی وقتی تنت میکنی.بابایی هم برات استخر بادی گرفته. ان شالله که همیشه سالم باشی شیرین زبون مامان. عکس های تولدت رو میزارم تو وبلاگت . ...
23 بهمن 1396

24 ماهگی

گل پسرم سلام.همه عشقم نفسم پسر مامانی از اون روزی که وارد 24 ماهگی شدی این اولین فرصتی هست که تونستم پیدا کنم و بتونم توی وبلاگت بنویسم امید زندگیمتو تا دو هفته دیگه دو ساله میشی ان شاالله که همیشه سالم و تندرست باشی.  
10 بهمن 1396

23 ماهگی و کلی تاخیر

پسر نازو عزیزم سلام.بازم معذرت میخام که اینقد دیر به وبلاگت سر میزنم.باور کن پسری اصلا نمیرسم اگه هم لپ تاب روشن کنم تو یه دقیقه هم نمیزاری که من باهاش کار کنم.عشق قشنگم پسر گلم الان هم با بابایی رفتی خونه آقا اله داد. امشب خیلی شیطون شدی پسر خوشگلم.خیلی خیلی دوست دارم وقتی میخابی و من بیدارم واقعا حوصلم سر میره و دوست دارم زودتر بیدار بشی.هر چی گه میگیم تکرار میکنی چندین بار.طاها تو همه هستی منی دفعه پیش که مریض شدی و تو مطلب قبلی نوشته بودم خدا خیلی خیلی بهمون رحم کرد پسرم.نمیدونستیم چی شده تا اینکه یه شب تبت اینقد شدید شد که خیلی تبت بالا رفت و سریع رسوندیمت بیمارستان.نمیدونی چه شب سختی رو گذروندیم تو از درد و من و بابایی از ناراحتی و ...
11 دی 1396

22 ماهگی گل پسرم

تاج سرم گل پسرم سلام عمر مامان عزیز پسری مامانی فدات بشه.پسر شیطونم که الان خوابی البته یه کم کسالت هم داری فکر کنم سرما خوردی دیشب تب داشتی من و بابایی بردیمت دکتر و بابایی رفت از مرودشت داروهات رو گرفت.کلی گریه کردی و به مامان میفهموندی که حالت خوب نیست. پسرم عاشق رقص بابا کرم و کوچه کرمونشاه هستی و خیلی قشنگ میرقصی.طاها گلی دیگه اکثر کلمه ها رو میتونی بگی و اگه ما تکرار کنیم خیلی قشنگ حرف میزنی.بهت میگم طاها حوبی تو هم میگی مسی (مرسی) خیلی شیطون شدی طاها ولی شیرین شیرین همه دوست دارند چون تو خیلی خیلی خوبی دوست دارم همه وجودم
20 آذر 1396

21،20،19ماهگی

پسر ناز و قشنگم سلام.همه وجودم بهترینم طاهای گلم مامانی با سه ماه تاخیر اومده این دفعه خیلی طول کشید امیدوارم مامان رو ببخشی پسر قشنگم اخه تقصیر خودت هست چون روی لپ تاپ بابایی آب ریختی و صفحه کلیدش خراب شد و یه مدت طول کشید تا درستش کردیم البته با گوشی هم میتونستم مطلب بزارم ولی تو اصلا اجازه نمیدی مامان دست به گوشی بزنه زود میای از دستم میگیری. البته بماند که بابایی بهمون کلی غر زد واسه خرابی لپ تاپ.عشق قشنگم نمی دونی چقدر شیرین حرف میزنی و بابا و مامان و اطرافیان( عموها.زن عموها.مامان بزرگ و اقایی اله داد و ....)چقدر این شیرین زبونیتو دوست داریم. پسرم اگه بخوام همه حرفامو تو یه جمله بهت بگم اون جمله اینه طاها تو به من زندگی د...
21 آبان 1396

18 ماهگی

گل پسرم همه زندگیم چند روز پیش تو یک سال و نیم شدی و واکسن بهت زدیم مامانی واسه واکسن خیلی استرس داشت ولی خدا رو شکر اصلا اذیت نشدی .و زود خوب شدی. همه وجودم دلیل زندگی من و بابایی خیلی دوست داریم. کم کم داریم به عروسی عمو مهرزاد نزدیک میشیم و پسرم لباسای خیلی شیکی گرفته.ماه من خیلی شیرین هستی و البته خیلی شیطون پسر گلم الان که این مطلب رو میزارم تو و بابایی رفتید خونه اقاجون و من هم تونستم تو وبلاگت پیام بزارم.
1 شهريور 1396

17 ماهگی و البته با کلی تاخیر

پسرم همه وجودم سلام.اول از همه معذرت میخام که اینقدر دیر توی وبلاگت پیام مینویسم اخه عشق قشنگم زدی لپ تاپ بابا رو داغون کردی و من الان با گوشی دارم کار میکنم.بهت بگم چیکار کردی؟؟؟ یه لیوان اب ریختی روی صفحه کلید لپ تاپ و اینطوری شد که دیگه کیبورد کار نکرد و هنوز درستش نکردیم. طاها پسر ناز و دوست داشتی نمیدونی چقدر شیرین شدی و با زبون قشنگت که یواش یواش داری حرف میزنی چقدر مامان و بابا و اطرافیان دوست دارن. پسر نازم خیلی خیلی شیطون شدی و میخای که بیشتر اوقات بیرون از خونه باشی. و مامان که همیشه وقت نمیکنه تو رو ببره بیرون ....   پسر نازم ده روز دیگه واکسن یک سال و نیمگی داری و من از الان استرس دارم . با اجازه پ  ...
15 مرداد 1396

16 ماهگی

پسرم همه زندگیم طاها وجود من عشق قشنگ زندگیم مامان خیلی خیلییییییییی دوست داره پسر شیطونم که روز به روز به شیطنت ها اضافه میشه اخه خودت نمیدونی چه کارایی که نمی کنی.الان که دارم این مطلب رو مینویسم تو و بابایی رفتید خونه آقاجون و من موندم خونه که ریخت و پاش های تو رو جمع کنم. دوست داشتی منم باهاتون بیام و هی بهم اشاره میکردی که بیا. آقاجونت یه دوچرخه خیلی خوشگل برات خریده که خیلی دوسش داری و وقتی ارت میپرسیم که کی خریده میگی آقا مامان قربون حرف زدن تو بشه .آقا.عامو مامان و بابا تازه میتونی دو تا کلمه پشت سر هم بگی مثلا میگی مامان آب. پسرم خیلی خوشحالم که تو زندگی من هستی.نمیدونم چرا برای اومدن تو ما اینقدر حوصله به خرج دادی...
31 خرداد 1396

15ماهگی

پسر ناز و دوست داشتنی من سلام.عشق مامان و بابا ببخشید که ماهی یه مطلب اونم با چند روز تاخیر میزارم. اخه هزار ماشاالله ماشاالله خیلی شیطون هستی و من اصلا وقت نمیکنم و بیکار نمیشم .به هر حال من ازشما معذرت میخام. طاهای من تو یک سال و سه ماهگی را هم سپری کردی و با اینکه خیلی شیطونی خیلی خیلی شیرین و دوست داشتنی هستی.پسر گلم همه وجودمی خیلی دوست دارم.خیلی زیاد امشب بابایی تو مسجد سخنرانی داره و من به خاطر اینکه تو خواب هستی نمیتونم برم.پسرم یاد گرفته میگه بابا مامان عامو ننه  آب و چند کلمه نامفهوم دیگه. خشگل مامان  ان شاالله همیشه سالم باشی هزار تا بوس برای پسرم
27 ارديبهشت 1396